ارتباط میان توانایی کلامی و توانایی ریاضی

۸ فروردین ۱۳۹۸

پژوهش: بررسی ارتباط میان توانایی کلامی و توانایی ریاضی

هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان توانایی کلامی و توانایی ریاضی انجام شده است.
روش: جامعه پژوهش را کودکان 5 و 6 ساله مهدکودک‌های منطقه شرق بهزیستی استان تهران تشکیل داده‌اند. از میان کودکان جامعه مورد بررسی، پس از انجام آزمون هوش بر روی 218 کودک، 120 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد دارای بهره هوشی 110-90 بوده‌اند. ابزار پژوهش را یک آزمون ریاضی و آزمون طبقه‌بندی کلامی تشکیل داده‌اند. داده‌های پژوهش به کمک روش‌های آمار توصیفی و ضریب همبستگی تحلیل و ارائه گردید.
یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد میان توانایی کلامی و توانایی ریاضی، ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود دارد. همچنین این پژوهش در بررسی تفاوت میان میانگین نمرات آزمون کلامی و آزمون ریاضی دختران و میانگین نمرات آزمون کلامی و آزمون ریاضی پسران، این تفاوت را معنی‌دار نشان نداد. افزون بر این، تفاوت میان میانگین توانایی کلامی و ریاضی 5 ساله‌ها و 6 ساله‌ها، معنی‌دار نبود. در توانایی طبقه‌بندی کلامی نیز، گر چه کودکان در همه موارد از انتزاع مقوله‌ای استفاده نمی‌کنند، ولی مواردی از این جداسازی، در آنان دیده می‌شود.
شناخت عقلانی، آشکارترین ویژگی انسان و تمایز دهنده او از جانوران است. انسان‌ها نه تنها به ادراک مستقیم جهان بیرونی می‌پردازند، بلکه توانایی دریافت و پردازش اطلاعاتی به مراتب پیچیده‌تر از ادراک مستقیم را نیز دارند. راز این توانایی انسان و برتری او بر دیگر جانداران، در دگرگونی و فرگشت ساختمان عصبی بسیار پیچیده او نهفته است. فعالیت‌های عالی ذهن مانند تفکر، تخیل، تجرید، تعمیم، استدلال و قضاوت که از فعالیت‌های کودک در دوره حسی-حرکتی ریشه می‌گیرند و کم کم به مفاهیم انتزاعی و کارکردهای ذهنی بزرگسالی گسترش می‌یابند، به کمک توانایی‌های فرگشت یافته انسان، در جریان تکوین فردی و تکوین نوعی او به دست آمده‌اند.
بررسی‌های چند دهه اخیر در زمینه نقش زبان در تفکر، نه تنها انقلابی در روانشناسی به پا کرد، بلکه گویاتر از هر زمان دیگر تفاوت بنیادین زبان انسان و زبان جانوران را نمایان ساخت. از آنجا که ساختار زبان، نخستین نظام منطقی است که کودکان آن را فرا می‌گیرند، برای ساختارهای شناختی به عنوان یک پیش الگو عمل می‌کند و قوانین حاکم بر خود را بر فرآیندهای ذهنی به ویژه تفکر منتقل می‌سازد (لوریا،1368). تفکر مبتنی بر مفاهیم، که ویژگی بنیادی شناخت انسان است، توسط زبان شکل می‌گیرد. اساسی‌ترین عنصر زبان، واژه است. هر کلمه نه تنها به شیئی اطلاق می‌شود، بلکه ویژگی ضروری آن را نیز از میان سایر ویژگی‌ها بر می‌گزیند.